چشم اندازی بر کوهها

قسمت کم عرض آن در نواحی حیرتان واقع شده است. از آنجایی که این کوه در منطقهای گرم و خشک قرار گرفته است، در سال خیلی کم پیش میآید که پوشیده از برف و یخ باشد؛ ولی در عوض بیشتر سال پوشیده شده از درختچههای کوهی، درختان پسته کوهی، بادام کوهی،گز، سیه چوب، بنه، ارژن، آویشن، پونه، بومادران، ریواس، کاکوتی، گون، خارگلک، گرمونه، کاینیاست. که تا اکنون هم به همین نامها یاد میشود. اما محیط پیرامون آنجا از نقطۀ نظر زیست برایش چندان خوش به نظر نمیرسد و تصمیم میگیرد تا به آستان شیوه که از نقطۀ نظر اقتصادی و مالی تمایز نسبی داشت، رهسپار گردیده و در آنجا مسکن گزین میشود.

قابل یاد آوری است که یکی از ویژگی های زندگی خانوادگی بابا و اجداد سید زمان الدین ” عدیم ” این بوده است که همواره در مناطق مختلف جهت خدمت دینی و عقیدتی به انسان ها و دنیای اسلام به لباس درویشی، قلندری و ملنگ منشانه سفر نموده و حقیقت دین و عقیده را تبلیغ و ترویج نموده و در تفکیک دین دوستان از دین ستیزان نقش رسالتمندانۀ شان را ادا نموده اند. سید زمان الدین ” عدیم ” ابن سید شاه حسن ، ابن سید قاسم، ابن سید خواجه غلام شاه، ابن سید شاه زید، ابن خواجه غلام شاه ، ابن خواجه حسن شاه، ابن شاه اسماعیل، ابن سید درویش محمد، ابن شاه نور الدین محمد،ابن خواجه محمد فاضل، ابن سید سلیمان،ابن سید خواجه مهتر، ابن خواجه محمد فاضل، ابن سید سلمان، ابن سید نور الدین محمد، ابن سید درویش محمد، ابن سید سلمان ابدال، ابن سید علی، ابن سید مهتر، ابن سید خواجه علی، ابن سید شاه زید، ابن سید سهراب ولی، ابن سید حسین شاه، ابن میر سید علی، ابن سید محمد، ابن سید ابراهیم، ابن سید قاسم شاه، ابن سید ابن سید حسن شاه، ابن سید عبد الله، ابن سید یحيی قلندر، ابن سید علی، ابن سید ابراهیم، ابن سید شاه سلطان علی موسی الرضأ ابن امام موسی کاظم، ابن امام جعفر صادق، ابن امام محمد باقر، ابن امام زین العاب الدین، ابن امام حسین، ابن فاطمۀ زهرا، بنت محمد مصطفی(صلعم).

” عدیم ” به سن دوازده سالگی به سرایش شعردلچسپی فراوان پیدا میکند. روایت است که گویا در سن پنج سالگی بیمار میشود و در عالم رویا یک شخصیت روحانی در نبود وجود جسمانی به سید سهراب ولی قرین شده و برایش اظهار میکند که طبیب جسمانی و روحانی شما در سرزمین کوهستانی بدخشان که دارای کوهای شامخ، دریا های خروشان، آبشار های زلال، دشت و دمن پهن، طبیعت گوارا و شفا بخش، مردمان صاف دل، فرهنگ دوست، با صداقت و ایمان،با قول و قرار، معتقد و باورمند و انسان سالار، قرار دارد.

سید سهراب ولی مادامی که به سن بلوغ میرسد، مبتنی بر رویا هایش مصمم میگردد تا سرزمین اصلی اشرا ترک گفته وبا شخصی موسوم به حیدری که به گمان اغلب اسم مستعار بوده و بحیث خادم سید سهراب ولی انجام خدمت می نموده، رهسپار کشوری میشود که اکنون افغانستان، یاد می شود.بعد آن رهسپارمنطقۀ جُرم بدخشان به ویژه درۀ یمگان شده و خدمتگزاری و ملازمت آستان حجت خراسان و سرزمین ادب پرور بدخشان، سید شاه ناصر خسرو،آن حکیم و دانشمند زمانه ها شرفیاب میگردد. حدود درواز که دو طرف رود جیحون – دریای آمو واقع است زیر تسلط امیر بخارا قرار گرفت.

این گنبد نمکی در فاصله ۴ کیلومتری شمال شرقی روستای هرمود عباسی در منطقه حفاظت شده هرمود واقع است. بلورهای نمکی به شکل استالاگمیت و استالاکتیت در ابتدای غارها به چشم میخورند. سید سهراب ولی در سرزمین ایران کنونی که درآن زمان از دیدگاه جغرافیای سیاسی جز خراسان کبیر بود، و از ایران امروزی بعنوان یک کشور مستقل هنوز نامی بر سر زبان ها نبود، چشم به جهان کشوده است.

ساعت شش صبح به طرف قله شاه فولادی در حرکت شدیم و ساعت 9 و 30 دقیقه در ایلاقی در نزدیکی یک جویبار زیبا که آب شفاف و زلال در بستر آن جاری بود، برای صرف صبحانه، توقف کردیم. مطابق این منبع، سرحدات افغانستان و اتحاد شوروی از گوشۀ شمال مغرب (محل ذوالفقار) تا گوشۀ شمال شرق (پامیر) در مسافۀ تقریباً دو هزار کیلومتر کشیده شده است که از آنجمله در طول 1300 کیلومتر فاصلۀ طبیعی هر دو طرف دریای آمو است. در مورد شهرهای ساسانی اطلاعات بیشتری موجود است.کتاب کوچکی موسوم به شهرستانهای ایران که گویا اصل آن متعلق به قرن ششم میلادی است و در اواخر قرن هشتم میلادی هم در آن اضافاتی بعمل آمده موجود است.این رساله پهلوی به فارسی ترجمه شده است.

این سنگ متعلق به حقیقت بوده و آگاهی الهامی و آورنده اطلاعات جدید به ذهن شخص در قالب تصاویر به جای کلمات می باشد. اگر سنگ به جای خود سنگین است،پرکاهی را نیزدر بی وزنی حکمتی است. چون کوه قاف را اصل کوهها نهاده اند اگر چه این از عقل دورست این قدر شرح آن نوشتن در خور بود (نزهة القلوب ص 198)- بعضی کوه البرز را کوه قاف شمردند (نزهة القلوب- ص 190) و در قرآن مجید آمده است «ق و القرآن المجید» (سوره ق آیه 1) بعضی از مفسرین در تفسیر آن آورده اند که «ق» نام کوهیست که صفتش در بالا ذکر شد (ابوالفتوح ج 1ص 131 و نیز رجوع شود به کتاب کشف الاسرار ج9 ص 273 و فخر رازی ج 7 ص 411 و بیضاوی ج 2 ص 455 و منهج الصادقین ج 3 ص 163).و نیز آورده اند که «ذوالقرنین» (اسکندر- پسرخاله حضرت خضر) گرد عالم می گشت تا بکوه قاف رسید و گرد کوه قاف کوههای خرد دید.

مؤلف کتاب «تاریخ المعالم المدینه» از قول یکی از دوستانش نقل میکند که بر بالای این کوه نقرههای معدنی یافته و آنرا به قیمت زیادی فروخته است. ۷ میستاییم مهـرِ دارنده دشتهای پهناور را؛ او که آگاه به گفـتار راستین است، آن انجـمنآرایـی که دارای هزار گوش است، آن خـوش انـدامی که دارای هزار چشم است، آن بلند بالای برومندی که در فرازنای آسمان ایستاده و نگاهبانی نیرومند و به خواب نرونده است. کوهی به معنا مکان گرم در زبان پارسی که گردشگران زیادی را به سمت خود جذب میکند. در شهر کندز به گونۀ تصادفی به شاعری معرفت حاصل میکند و هردو با هم روی مسایل شعر، ادبیات، عرفان، تهذیب و فرهنگ، با هم به مذاکره و مشاجره می پردازند.

که در پشاور، اختلاف من و حکمتیار به اوج خود رسید. از آنجایی که تخلص یاد شده بعد از مدت زمانی باعث آفرینش دشواری برای ” عدیم ” میشود،که آنهم فقط ناشی از بینش تاریک اندیشان ای که مسئلۀ زبان، قوم و منطقه اساس تفکر و اندیشۀ اصلی آن ها را تشکیل دهنده بود، از آن صرف نظر نموده و به تخلص جدید شعری” عدیم “به سرایش شعر وکارزار ادبیات و عرفان، آغاز گر میشود.

در این روش از یک خط مخابراتی استفاده شده و روی این خط از 4 تا 32 خط واگذار میشود ، بدون اینکه خط مورد نظر قطع شده یا هزینه ای برای آن محاسبه شود و یا مشکلی برای آن ایجاد شود. چون در آنزمان در دیار دورافتاده روشان شرایط و زمینه برای تحصیل بیشتر و بهتر مساعد نبود، لذا تنها اکتفا می شد به خواندن و نوشتن یک نامه و یا درخواست که در حقیقت هدف اساسی با سواد شدن و یا به اصطلاح آنزمان ملا شدن بود و بس.

چونکه محبت زیاد داشته به آن گیاه، لذا به توصیفش نشسته و پارچه شعرش را چنین زمزمه نموده است: تریاک یکی تحفۀ نازک به جهان است هم قوت پیران و تماشای جهان است هم مشعله افروز گلستان شهان است هم طبع شفا بخش به تن روح وروان است چیزی که بدانی بجهان بهتر ازآن است بدین سان وضعیت ” عدیم ” به شنیدن سروده مذکور دگرگون میشود، احساساتش بر انگیخته میشود و سبب میشود تا مخمسی را که مرکب از بیست و یک بند است به نگارش گیرد: تریاک یکی زهر معین به جهان است هم قوت نادانی و هم زحمت جان است هم آتش سوزنده و هم دشمن جان است هم آتش خلق است وهم ابلیس زمان است چیزی که بدانی به جهان بد تر از آن است چون در آنزمان در منطقۀ شغنان به ویژه روشان کمتر افراد وجود داشتندکه میتوانستند از نقطۀ نظر زبان و ادبیات معاصر و سرایش شعر علاقه مندان این عرصۀ را یاری رسانند، لذا ” عدیم ” به شیوۀ خود آموزی، به تلاش و سعی فراوان و تصمیم تزلزل ناپذیر، خویشتن را بجایی که خواست، رساند.

تو که از سروده های دل من نصیب داری… جهت ارایۀ پاسخ به این همه پرسش ها، “عدیم ” نه تنها به سرایش شعر آغاز میکند، بلکه علاقه مند مسایل فلسفی میشود که آثار حکیم ناصر خسرو او را در این شاهراه معرفت یاری میرساند. عینالدوله با خوی استبدادی و خشونت خود میخواست تمام وزراء را تحت سلطه خود قرار دهد ولی مشیرالسلطنه به علت اینکه سالها وزیر و پیشکار ولیعهد در آذربایجان بود و عینالدوله زیردست او کار میکرد از صدراعظم تمکین نمینمود و جالب این بود که شاه به هر دوی آنها محبت و عنایت داشت.

از آنجایی که اسلاف ” عدیم ” در چنین اجتماعات پر از دشواریها زندگی بسر میبردند، گزند حوادث و ناملایمات روزگار آنها را متأثر میساخت، و بر بنیاد چنین مسایل مجبور به ترک خانه و کاشانۀ خود گردیده و به مناطق پر امن تر، مانند شغنان، اشکاشم، زیباک و واخان، قصد سفر میکردند. در آنوقت حاکم منطقه که شخصی بوده نهایت خود خواه، تعصب گرا و تاریک اندیش، جهت پیاده سازی این مأمول ،گویا مبلغین ( مذهبی)، را به مناطق شغنان، اشکاشم، واخان، زیباک و سایر محلات دور دست میفرستد تا به حکومت آنوقت از فعالیت های خویش در امر تغیر عقاید سایرین که به اصطلاح آنزمان و حتی امروز بسوی الحاد، روان بودند، گزارش ارائه بدارند.

مشاور مدیرعامل موسسه مالی و اعتباری ملل افزود : تا امروز یک واحد را هم به غیر از این صنعت طلا واگذار نکردیم. رزمندگان جهاد سازندگی حدود یک هفته قبل از آغار عملیات، جاده ای به طول 8 کیلومتر را در دل کوه میشداغ احداث کردند. تزار روس با وصف آنکه ساحل شرقی رود جیحون را در ظاهر امر به حکومت بخارا واگذار کرد، اما فرمان دهندگان نظامی اش با عساکر محدود خود در ناحیۀ شغنان باقی ماندند و بعد از گذشت چند سال منطقۀ مذکور را الی پامیر بطور کلی به تصرف خود در آورد.بعد از بوجود آمدن شوروی، نسبت به وجود آمدن شرایط جدید، خانوادۀ سید سهراب ولی این تغیرات را بر وفق مراد خود و اخلاف خود ندانسته و گویا جهت حفظ و حراست عقیده و باور های دینی اش به ترک دیار اصلی خود، اقدام نموده و داخل خاک حکومت شاهی افغانستان، میگردد.بمنظور سپری نمودن مراحل ابتدایی زندگی، در دهکده ای موسوم به ده مرغان،ناحیۀ شغنان بدخشان ، مسکن گزین میشود.

مادامی که امپراتوری روسیه به رهبری نیکولای روس با لشکر خود از راه فرغانه داخل فلات پامیر شد، دریای آمو اعتبار خط مرزی را پیدا کرد که در نتیجه ساحل شرقی آن مربوط به امیر بخارا شد، و از منطقۀ پا میر الی منطقۀ درواز به شمول ساحل غربی آن به حکومت شاهی افغانستان تعلق گرفت. در ژوئن 1997 که معاهده نهايی صلح ميان حکومت به رهبری امام علی رحمانف و اتحاد مخالفان دولت به رهبری سيد عبدالله نوری به امضا رسيد. عکسی با این مضمون که کوهنوردان در پشت سر هم برای رسیدن به قله اورست صف کشیده اند چندی پیش در بین رسانه های مجازی منتشر شد و این امر دلیل این فشار به دولت نپال عنوان شده است.

دیدگاهتان را بنویسید