هلال و بدر چگونه تشلیل میشود؟

بهرام از همان آغاز به طریق نفی و اثبات حضور خود را به دنیای فانی اعلام می دارد. تأکید برجهات اصلی مختصات فضا نسبت به مرکز، آن را معلوم و مشخص می سازد. در این شدن و بازپیوستن، مکان و زمان هم گوهر می شوند و هر دو همچون دو همزاد به ذهن مخاطب می آیند. او با ساختن هفت گنبد به مانند و به رنگ هفت سیاره وجه عمودی مکان را ترسیم کرده است (شکل 4). او با این همانندی جهان را به عنوان یک حقیقت الهی نشان داده است، بهرام را به عنوان پادشاهی نیک اندیش و عدالت پیشه عاقبت به خیر می کند و جدایی او را از جهان رمزوار بیان می دارد، تناقض درون آدمی را مرتفع می سازد، و آن را درگنبد باقی می گذارد، چرا که گنبد در همان حال که نماد دگرگونی است، نماد ثبات نیزهست.

بر دیوار یکی از حجره های خورنق چهرة دختران پادشاهان هفت اقلیم را ترسیم نموده بود. در نقاشی هندویی تانتری، جزیره ای از جواهر را ترسیم می کنند، که به منظور نشان دادن مفهوم تفکراست. پلوتو از جمله اجرامی بود که این توانایی را نداشت و در دسته بندی مجدد به عنوان سیاره کوتوله طبقهبندی شد. خروج پلوتون از تعریف منظومه شمسی، زمانی جدیتر شد که یک جرم دیگر از نوع پلوتو اما بزرگتر به نام ” “UB313توسط یک منجم آمریکایی کشف شد. دانشمندان اعتقاد به اسارت این قمرها بعد از به وجود آمدن منظومه شمسی، توسط نپتون دارند چون محور چرخشی آن ها خلاف محور چرخشی نپتون است.

و هرچند رویا و آرزو بر کسی عیب نیست، اما نباید هم خیلی زود نتیجه گیری کرد؛ اینکه این سیاره ها قابل زندگی هستند به این معنی نیست که واقعا موجوداتی در آنها زندگی می کنند. بدیهی است چنین نورپردازیی بی هدف نیست. او با ساختن هفت گنبد قصد سرگرم کردن بهرام و مشغول ساختن او به “هفت نازنین صنم” را ندارد، بلکه هدف او اجرای مناسک آشناسازی و تشرّف (initiation) بهرام است. نقطه ای که درآن واحد می گسترد و در هم می پیچد، کثرت موجود را به وحدت، به هماهنگی، معرفت و تنویر باز می گرداند. او گویی آیینی را به شیوه ای رمزی اجرا می کند.

سیاره کیوان به واسطه حلقه هایی که اطراف آن را فرا گرفته اند، مشهور است. با این حال در 50 میلیون سال آینده که «فوبوس» (Phobos) با مریخ برخورد میکند یا از هم میپاشد میتواند یک حلقه گرد و غبار در اطراف سیاره سرخ ایجاد کند. زیبایی آسمان زحل به خاطر نوارهای روشن حلقههای اطراف آن و نیز به خاطر قمرهای زیادش میباشد. 1ـ سیگنالهایی از منبع مرموز : دانشمندان در سال 2004، منطقهای را در آسمان مورد بررسی قرار دادند که همواره سیگنالهای رادیویی مرموزی را ساطع میکرد. شایان ذکر است که ابر اورت کاملاً فرضی وجود دارد، این یک کره است که ستاره ما را در فاصله 2 سال نوری از آن احاطه کرده است، که در آن تعداد زیادی دنباله دار وجود دارد، که به نوبه خود، همانطور که علم ما نشان می دهد، در زیر آن قرار می گیرند.

اما از سال ۲۰۱۶ بود که Massive مشغول کار روی بازی Division شد و از آن زمان تا به حال بهعنوان خالق اصلی آن شناخته میشود؛ بعید هم نیست که اگر المانهایی از مجموعهی Division را در Avatar: Frontiers of Pandora نظاره و تجربه کنیم. آسمان با رنگ آبی، کوهها با رنگهای زنده و دائماً در حال تغییر خود، و دشتها درجلوه های مختلف آن، تقریباً در همه جای ایران به چشم می خورند، و بویژه به این عشق به رنگها که در همة هنرهای ایرانی از مینیاتور و فرش گرفته تا بناهای آجری دیده می شود، شدت و زیادت می بخشند.

آیا تا به حال ترک کردن زمین را تصور کرده اید؟ 2 -هشت مورد از سیّارات شناخته شده منظومه ی شمسی را به ترتیب نزدیکی به خورشید نام ببرید. پلوتون در سال 2006 رسماً به عنوان یک سیاره شناخته شد و اکنون از نظر بزرگی، دومین سیاره کوتوله در منظومه شمسی محسوب میگردد. سدنا ۹۰۳۷۷ دورترین جسم کشفشده در منظومهٔ شمسی است که اوج آن ۱٬۰۰۰ واحد نجومی است و تناوب مداری آن ۱۰٬۵۰۰ سال به طول میانجامد. پلوتون 8/2 تا 6/4 بیلیون سال از خورشید گسترش دارد ( 40447 تا 1038 بیلیون کیلومتر ). از پلوتون، خورشید شبیه یک نقطه خیلی کوچک در آسمان می باشد.

آنها بنابر فرضی ههایی معتقدند که این منظومه از ابری متشکل از گازها و غبارهای بین ستار های پدید آمده است. در اپیزودهای قبلی از موقعیت سیارات منظومه شمسی صحبت کردیم، پیدا کردن این سیارات زیر آسمان شهر هم کار چندان دشواری نیست و تمرین خوبی برای آشنایی با زیبایی های آسمان شب است. احکام نجوم بر پایة منطقه البروج و سیارات متکی بوده و کیمیا بر پایة عناصر و فلزات. کیمیا بر عکس از “زیر” و از جوهر یا “مادة اولی” آغاز می کند که قطب فرودین عالم است و با صعود به طرف قطب برین به کمال می رسد.

درگذشته میان علم کیمیا و احکام نجوم پیوند نزدیکی بوده است. این موقعیت جدید کیهانی گزارش یک آفرینش است و با وجود شناسی بهرام پیوند دارد. یکی به آسمان می پرداخته و دیگری به زمین، با همان نگرشی که از لحاظ کیهانی به آن دو توجه می کرده اند. این اندیشه در ادبیات فارسی منتشر گردیده و براساس آن به حالتهای سیارات و ویژگیهای عناصر زمینی پرداخته شده است. برای مثال، فلزات باتوجه به تناظرات کوکبی خود در واقع سیارات عالم زیرین هستند. رنگها شبیه عالم وجودند. برفراز آنها رنگ سفید است، به عنوان نماد وجود (یا “بود”، مبدأ همه حالات واقعیت کیهانی) که به همة رنگها وحدت می بخشد و در تحت آنها رنگ سیاه است به عنوان لا شیئیت.

استفاده سنتی از رنگها بیشتر با هدف یادآوری واقعیت آسمانی اشیا همراه است تا تقلید رنگهای طبیعی پدیده ها. ماه تنها ماده طبیعی دیگر است که درخشان تر است. مفهوم ظهور را به گونه ای دیگر می توان نمادین کرد. هدف اصلی شیده امری دیگر است. شمردن جواهرات نماد کار بی هدف است، داشتن جواهر برابر است با شناخت (کوپر، 1379: 106) و نیز گوهر استعاره ای است از بصیرتی گرانبها که در حین عمل تفکر حاصل می شود. در قرآن کریم نیز در تمثیل زیبای آیة نور در سورة نور، تصور و تلقی نور به عنوان نماد الهی و نشانه ای از حضور خداوند بازتاب دارد.

ازاین روست که در معماری بناهای مقدس استفاده از نور، نه به عنوان عنصری فیزیکی، بلکه به عنوان نماد “عقل الهی” و نماد” وجود” دارای اهمیت است. یمن، سرزمینی که قصر خورنق در آن ساخته شد، برای بهرام نقطة مرکز نبود، بلکه این سرزمین حد فاصل دو جهان مقدس و نامقدس بهرام بود. بدیهی است که بهرام نمی تواند در آنجا مستقر شود، زیرا او پادشاه آیندة ایران است و محل استقرار او ایران خواهد بود. در روایت نظامی دربارة مادة اولیه ای که هفت گنبد از آن ساخته شده، دلالت صریح و مبسوطی مشاهده نمی شود، اما به اجمال از قول شیده به آن اشاره شده است.

نقطه ای است که از آن فضا به وجود می آید، از آن، حرکت نشأت می گیرد و شکل حاصل می شود. مکان در زمان و زمان در مکان پدید می آید، ذهن از زمین به آسمان و ماورای آن حرکت می کند و دوباره به سوی مرکز می گراید. آنها بر روی زمین دارای همان ویژگیهایی هستند که ستارگان در آسمان دارند. اگر عالم به عنوان یک چرخ در نظر گرفته شود که مرکز آن خورشید و کمانة آن سایر مخلوقات باشد، از هر نقطه روی کمانه دیده می شود که “محورعالم” که از آسمان و زمین گذشته، آنها را به هم متصل می کند، یک شعاع از دایره و اشعه ای از خورشید است که از دیدگاه بیننده سمت الرأس و از دیدگاه خورشیدی سمت القعر است.

بخش جالب توجه این تحقیقات زمانی خواهد بود که ما بتوانیم تصویر سیاره همسایه خود را ببینیم. تصور میشود بیشتر از صدها میلیارد ستاره در کهکشان ما دارای سیارات خاص خود هستند و کهکشان راه شیری شاید جز یکی از ۱۰۰ میلیارد کهکشان جهان باشد! بن باهنی، رهبر برنامه علوم و امنیت فضایی LLNL گفت: «این یک گام بزرگ است، زیرا پاندورا در عین اینکه یک ماهواره کوچک است، علم تاثیرگذاری را برای برنامه اخترفیزیک ناسا ارائه خواهد کرد و ما این کار را به نحو احسن، زیر محدودیتهای بودجه بیسابقه برای علم انجام میدهیم.

او چشم سر را به چشم دل سپرده و بیش از آنکه در پی دیدن بیرون باشد، در صدد کشف احوال درون است. سنگ تیرة درون جواهر صیقل خورده، نورالهی را منعکس می کند. ممکن است عطارد در قطبهای شمال و جنوب خود و در درون حفرههای عمیق یخ آب داشته باشد اما این موضوع تنها برای مناطقی که سایه دائمی دارند، صدق میکنند زیرا در این مناطق ممکن است هوا به اندازه کافی سرد باشد تا بتواند یخ آب را با وجود دمای بالا در قسمتهای مختلف این سیاره و تابشهای خورشید حفظ کند. تجزیة نور آفتاب به سبب شفافیت هوا در مناطق مختلف ایران که از لحاظ پستی و بلندی دارای تنوع است، سبب رفع نیازهای زیستی آنان شده است.

می توان این گونه فرض کرد که نشان دادن هفت اصل به صورت یک اصل با تبلور گوهری، آمدن کثرت به وحدت است، حالتهای مختلف انسان که عموما هفتگانه پنداشته شده.(9) این حالت ها در وجود انسان به عنوان “یک” تبلور یافته است. در ژوئیه ۱۹۹۴، هنگامی که ۲۱ تکه از دنبالهدار شومیکر-لوی ۹ با اتمسفر هرمز برخورد کرد ستارهشناسان شاهد رویدادی بسیار تماشائی بودند. در طی این روند بر اثر خنک شدن مواد حاصل از فوران آتشفشانها، گازها و مقایدر کمی آب حاصل شد که به همراه سایر عناصر ستارههای دنباله دار و سیارکها اتمسفر را تشکیل دادند. او صورت مثالی (archetype) گنبد را ارائه می دهد.

او بادیدن این اشعه ها به نور الهی هدایت می شود که بازتاب آن را در تمام مظاهر هستی، ازجمله خودش به صورت “عقل خلاّق” ادراک می کند. این سیاره به خاطر اینکه فاصله کمی با خورشید دارد تغییرات چشمگیری را در دمای شبانه روزی خود تجربه خواهد کرد. با میزان کمتری از اکسیژن احساس خفگی خواهیم کرد و اکسیژن بیشتر، میتواند به شُشهایمان صدمه وارد کند. این دما باعث می شود هیچ جانداری را نتوان در سطح این کره پیدا کرد. انعکاس نور بر آنها سبب می شود که بیننده آنها را نبیند، بلکه بافته ای از اشعه های درخشان نور را ببیند.

دیدگاهتان را بنویسید