نَنگَرهار، ولایتی در میان رشتهکوههای شرق افغانستان

اما سه دسته حقوق اساسی دیگر نیز دارای اهمیت و اعتبار برابر می باشند: حقوق اجتماعی شامل حقوق حمایت اجتماعی، تضامن اجتماعی، تعلیم و تربیت و مواظبت از صحت و مسائل مشابه آن می باشد. در عهد “شاهپور” پسر اردشیر و جانشینان وی نیز در گردآوری اوستا و تهیه ی فقه و سایر احکام و عبادات زرتشتی توجه و اعتنای کامل به عمل آمد و در حمایت از آیین مزبور کار به تعصب کشید از آن جمله مانی پیر فدیک سخن گوی و مصلح بزرگ ایرانی به اعتماد آزادی مذهبی که پیش از ساسانیان در ایران موجود و برقرار بوده است در عصر شاپور اول ظاهر شد و شاهپور را دعوت کرد.

گویند نخستین کسی که بعد از اسکندر ملعون از نو “اوستا” را گرد آورد و آیین دیرین مزدیسنا را نو کرد “وُلَخْش” اشکانی بود (51-78 ب م) ولخش همان است که ما او را “بلاش” خوانیم. خود او هم در استواری بنیان دین کوشید و دین و دولت را با هم کرد و به وزیر خود (تنسر) هیرپدان هیرپد امر کرد که اوستای پراکنده را گرد آورد و خود را در سکه ها خداپرست و خدایی نژاد خواند. در میان اشکانیان پنج شهنشاه به این نام شناخته اند، دار مستتر گوید، کسی که اوستا را گرد کرده است باید ولخش نخستین باشد، زیرا او مردی دیندار بوده است.

اما آن چه تا امروز از روی آثار صحیح و تاریخی به دست آمده است قدیم ترین کلامی از زبان ایرانی که در دست ما می باشد همان سخنان اشو زرتشت سپیتمان است که در سرودهای دینی “گاثه” مندرج است و بعد از آن قسمت های قدیم اوستا که غالب آن ها نیز نظم است نه نثر؛ گاثه به زبانی است که آریایی های هند نزدیک بدان زبان کتاب های دینی و ادبی قدیم خود را تألیف و نظم نموده اند، نام کتاب زردشت چنان که گذشت “اوپستاک” بود و گاهی از آن کتاب به عبارت “دَین” تعبیر میشده است.

این پادشاهان دست نشانده ی اشکانیان بوده اند و از عهد اسکندر و خلفای اسکندر به ریاست مذهبی و کمکم به پادشاهی گماشته می شدند و اردشیر چنان که گذشت یا پسر پاپک آخرین شاهان مذکور و یا پسر ِدختر او بوده است و چون پدران و نیاکان اردشیر جنبه ی مذهبی داشته اند، از سکه های آن ها این جنبه به خوبی دیده می شود. در خاک خوزستان و پایتخت زمستانی شاهان هخامنشی بوده است – در شوش ارگ، قلعه و کاخ بزرگ و زیبایی داشته اند که ستون های سنگی شبیه به ستون های تخت جمشید و کاشی کاری های بسیار ممتاز در آن عمارت به کار برده شده بود و غالب این یادگارها در موزه ی “لُوْر پاریس” موجود است.

یک علت دیگر تعصب دینی اردشیر آن بود که پدران و نیاکان او به قولی امیران و رییسان دین زرتشتی بوده اند، “پاپک” که به قولی پدر و به قولی پدر ِمادر اردشیر بوده است از امرای محلی پارس و از آن بزرگانی بود که بازمانده ی امرا و شاهان “پَرَتَه دار” فارس بودند پادشاهان پرته دار فارس که نخستین آنان “بَغَ کْرِتَ” و سپس (بَغَ دَاتَ) و آخر آنان “پاپک” است همه در فارس و قسمتی از هندوستان ریاست و بزرگی داشته اند، و سکه زده اند و روی سکه ی آن ها نقش آستانه ی آتشکده و درفش (علم چهارگوشه) که شاید همان درفش کاویان باشد دیده شده است و پادشاه با “پنام” که سرپوش ویژه ی عبادت است در پیشگاه آتشکده به حال خشوع ایستاده است.

این نوشته بر تخته سنگی بزرگ در دره ی کوچکی از کوه معروف به بیستون (بغستان) از طرف “داریوش” کنده شده است، و در زیر نبشته ها صورت داریوش است که پای خود را بر زبر مردی که بر زمین به پشت درافتاده است نهاده و کمان در دست دارد و پیشروی او نه نفر از طاغیان بریسمان بسته با جامه های گوناگون دیده می شوند و بر بالای صفه پیکر “فَرَوَهَرْ” نمودار است و پشت سر داریوش دو تن از بزرگان ایستاده اند. گویند اوستای قدیم دارای 815 فصل بوده است منقسم به 21 نسک یا کتاب و در عهد ساسانیان پس از گردآوری اوستا از آن جمله 348 فصل به دست آمد که آن جمله را نیز به 21 نسک تقسیم کردند و دانشمندان محقق 21 نسک ساسانی را به 345700 کلمه برآورد کرده اند و از این جمله امروز 83000 کلمه در اوستای فعلی موجود و باقی به تاراج حادثات رفته است.

خلاصه، قسمتی از اوستا در زمان شاپور اول به دست آمد و در عصر شاپور دوم “آذر پاذمار سپندان” – که موبدی بزرگ و سخنگویی گران مایه بود و بعض مورخان عرب او را زرتشت ثانی نامیده اند و واقعه ی ریختن مس گداخته بر سینه ی زردشت منسوب به اوست خرده اوستا را آورد و چنان به نظر می رسد که تمام اوستا را به دست آوردند و یا مدعی شدند که اوستا به تمامی به چنگ آمده است و دانشمندی دیگر مرسوم به “ارتای ویراف” نیز در عالم خواب، سیری در بهشت و دوزخ کرد و احکامی دیگر پیدا آورد که در کتاب “ارتای ویراف نامک” مندرج است، و نیز تفسیرهای اوستا از این به بعد به زبان پهلوی رایج گشت.

بارگاه شاهنشاهی و بر طبق کتیبه ی درب بزرگ به صفت “وَسْ دَهْیو” یعنی “همه کشور” یا “همه کشورها” خوانده می شده است و جایگاه پذیرایی فرستادگان و بار دادن همه ی رعایای شاهنشاهی هخامنشی بوده؛ دیگر “اَپَدانَهْ” نام داشت ظاهرا از همان ماده ی “آبادان” و بیرونی شمرده می شد، قصر دیگر در دست چپ “اَپَدانَه” واقع است نام “صد ستون” داشته است و این نام در کتیبه ی پهلوی “شاپور سکانشاه” که روزی در این عمارت فرود آمده است دیده می شود و به جای خود از آن کتیبه گفتگو خواهد شد. پس از ولخش اشکانی اردشیر پاپکان مؤسس دولت ساسانیان بنای سیاست و پادشاهی ایران را بر مذهب نهاد و دین و دولت را به یکدیگر ترکیب داد و آیین زرتشت را که غالبا ظن قوی بر آن است که اشکانیان هم دارای همان آیین بوده اند – آیین رسمی کشور ایران قرارداد، و این کار او به سایر عاقلانه بود، زیرا آن دوره به سبب قوت گرفتن دین مسیحی در انحاء کشور ایران و روم، دوره ی قوت دین و آغاز نفوذ دینداری محسوب می شد، چنانکه بعد هم دیده شده که از سویی مانی پدید آمد و بعد مزدک ظهور کرد و چندی نگذشت که حضرت محمد بیرون آمد.

زبان پهلوی از عهد اشکانیان زبان علمی و ادبی ایران بود و یونان مآبی اشکانیان به قول محققان، صوری و بسیار سطحی بوده است و از این رو دیده می شود که از اوایل قرن اول میلادی به بعد این رویه تغییر کرده سکه ها، کتیبه ها، کتاب های علمی و ادبی به این زبان نوشته شده است و زبان یونانی متروک گردیده است و قدیم ترین نوشته ی سنگی به این خط کتیبه ی اردشیر اول در نقش رستم و شاپور اول است که در شهر شاپور اخیرا بر روی ستون سنگی به دو زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی کشف گردیده است.

همچنین در شوش کتیبه های کوتاه دیگری بر پاسنگ های ستون، آجرها، کاشی ها، مجسمه ها و لوحه های سنگی و میزهای مرمر و اشیاء متفرق از داریوش پیدا شده است که این شاهنشاه را معرفی مینماید؛ این یادگارها نیز همه به سه زبان پارسی، عیلامی و آسوری می باشد. مخصوصا در کتاب پهلوی “بندهش” به جای اوستا همه جا “دین” آمده است و خط اوستایی را هم بدین مناسبت “دَینْ دِپیوَریه” گویند، یعنی خط دین و در “دینکرت” و سایر کتاب ها هرجا که گوید “زردشت دین آورد” مرادش اوستا است.

4- یَشْت – که قسمت تاریخی اوستا از آن مستفاد می شود آن هم از ماده ی یسنا و به معنی عبادت و ستایش است. آخرین ساختهی ژانگ ییمو اما خیلی ناامیدکننده از آب در آمد؛ دیوار بزرگ، محصولِ مشترکِ هالیوود و چین که مت دیمون و پدرو پاسکال را در قالبِ جنگجوهای محافظِ دیوار چین دربرابر هیولاهای آنسوی آن داشت، چه از لحاظ سناریو و چه از لحاظ اجرا، کیلومترها با چشماندازِ بکرِ این کارگردان فاصله داشت. علاوه بر این دو طرح، طرح های مهم دیگری چون خودروسازی و بیمارستان 160 تختخوابی و زایشگاه در راه است که باتوکل به خدای بزرگ چهره منطقه را بصورتی که شایسته مردم شهرستان کوهدشت اعم از شهر کوهدشت، رومشکان، طرهان و درب گنبد است، تغییر خواهد داد.

دیدگاهتان را بنویسید