شاید هنوز دیوانه یی باشد !

پس از قتل امیر حسن بنا به سوابق آشنایی که امیرزاده میرانشاه فرزند تیمور با یکی از فرزندان امیر حسن به نام امیر تاج الدین محمود ساکی داشت، ریاست بخشی از لُرستان و خوزستان را به وی سپرد. غار نمکی بخشی از معادن نمک است که برکه کوچکی وسطش جا خوش کرده. این کتاب که بیشتر حوادث و کشمکشهای پس از تیمور را به تصویر کشیده در بیان وقایع سال ۸۱۰ هـ ق به یکی از بزرگان قبیله ساکی اشاره دارد.

محمد علی میرزا دولتشاه بیشتر گردشها و لشکرکشیهای خود را در کشور با وی (حسین خان) میگذراند و از روزی که به نصیحت آقامحمدخان به فتحعلی شاه، توسط پدرش علیرغم استحقاق ولیعهد شدن از این پست محروم گشته، به دنبال بیعت از سران عشایر بود تا شاید روزی به پشتوانه این قبایل بتواند تاج و تخت ایران را به دست گیرد. حسام السلطنه که از تعدیات ناظم الامراء به ستوه آمده بود متوسل به دربار شد و پدر را از خطر قدرتمندی برادرش محمود میرزا و رهبر ایل ساکی آگاه نمود و یادآوری کرد که این مرد (حسین خان ساکی) همان کسی است که سالها در خلوتگه اندیشه دولتشاه فقید وی را تحریک به گرفتن تاج و تخت ایران نمود.

شاه ایران از سخنان مفسدان جاه طلب به اندیشه نشست و فرمان به قتل حسین خان و تجزیه ایل ساکی داد و دیری نپایید که شاهزاده حسام السلطنه پس از متقاعد کردن پدر برای عملی کردن نقشههایش به مقر حکومتش در بروجرد وارد شد و طی روزها رایزنی با سران عشایر لُرستان، بالاخره عدهای از اشرار و قطاع الطریق که سالها از ترس نظم حسین خانی در کوهها متواری بودند را به بروجرد فرا خواند و نقشه شوم ترور ناظم الامراء را به آنها دیکته نمود.

لذا به جهت تقویت حوزه حکومتی محمود میرزا دست تعدی به محدوده حکومت شاهزاده محمد تقی میرزا حسام السلطنه (فرزند هفتم فتحعلی شاه) انداخت. در سالهای حکومت شاهزاده محمود میرزا در لُرستان حسین خان به اوج عظمت و شکوه خود رسیده بود و در آن زمان بدون شک یکی از نیرومندترین خوانین در غرب و جنوب ایران به شمار میرفت. ناظم الامراء مردی مقتدر و بخشنده بود و به آبادانی و امنیت توجه زیادی داشت. در دوره نادرشاه افشار، افراد زیادی از ایل ساکی همواره در رکاب وی به کشور گشایی و برقراری نظم در ایران پرداختهاند که مهمترین آنها نجف سلطان، زکی خان، سردارخان، سالارخان و…

پس از سرکوبی این خاندان مقتدر و نیرومند به دستور شاه افشار، زکی خان و حدود یکصد خانوار از ایل ساکی در جهت برقراری نظم و جلوگیری از تعدی این خاندان برای همیشه در آنجا ماندگار شدند. با راهزنان تا سر حد امکان مدارا میکرد و نهایتاً به جهت برقراری امنیت و آسایش بیشتر مردم، آنها را با فجیحترین وضع مجازات میکرد تا عبرت سایرین گردند. این ماجرا گذشت تا اینکه روزی رضا هنگامی که داشت در زمین های اطراف دهکده قدم میزد پایش به سنگی گیر کرد و درون چاله ای افتاد، در همان زمان صدای پیرمرد هیزم شکن را شنید که از آنجا میگذشت.

از جمله اهداف ساخت این آزادراه کاهش تصادفات، کاهش زمان سفر و همچنین صرفه جویی سالانه ۴۰۰ میلیارد ریال در مصرف سوخت، کاهش ۶۰ کیلومتری طول آزاد راه نسبت به مسیر قدیمی خرمآباد – پلدختر – اندیمشک، کاهش بار ترافیکی و افزایش سرعت مطمئن در این محور عنوان شدهاست. حسین خان نزدیک بر چهار دهه بر بخش خاوری لُرستان حکمرانی کرد و حوزه حکومتی او از دشت لُور و قیلاب (کوه تنگوان) در شمال اندیمشک تا گردنه رازان (در مسیر خرم آباد به بروجرد) بود. تلاش در جهت کوتاه کردن دست خاندان والی از لُرستان پیشکوه (لُرستان فعلی) و منحصر کردن آنها به حکومت پشتکوه (ایلام کنونی) در زمان آقامحمدخان قاجار به جهت ظلم و تعدی این خاندان به برخی طوایف لُرستان، ساختن اولین حمام عمومی برای مردم خرم آباد که تا آن زمان از چنین نعمتی محروم بودند، ساختن چندین پُل و ابنیه به جهت رفاه هرچه بیشتر مردم، دایر کردن دهها مکتب خانه در سراسر لُرستان در مسیر سواد آموزی و…

آدمها مختلفاند و کوه این خاصیت را دارد که ذات انسانها را نشان دهد. رشته کوه های البرز و زاگرس دو اثر متفاوت دارند. اگرچه در برخی از نواحی زاگرس و البرز ، رسوبات قدیمی از دوران دوم زمین شناسی ( مزوزوئیک) در عصر ژوراسیک یعنی حدود ۱۵۰ میلیون سال قبل ، و حتی از اعصار میانی دوران اول (پالئوزیک ) دیده میشود ، اما فلات ایران تا اواخر دوران سوم (ترشیاری) به دفعات مختلف توسط دریاها و آب های آزاد دیگر ، در زیر آب قرار می گرفت و تازه از این زمان بود ( از حدود ۲ میلیون سال قبل) که همزمان با پیدایش چین خوردگیهای اولیه البرز و زاگرس ، بر اثر حرکات خشکی زایی و کوه زایی که معلول یک سری زلزله های بزرگ و حرکات صفحات زیر زمینی بود ، قسمتهای زیادی از خشکیها برای همیشه از آب خارج شدند و این امر در دوران چهارم زمین شناسی (کواتر ناری) از حدود یک میلیون سال قبل تاکنون بسط و گسترش بیشتری پیدا نموده تا جایی که هم اکنون آثار سنگهای یخچالی در بعضی از نقاط از جمله علم کوه در رشته کوههای البرز ، از همین دوران دیده می شود .

چون بحث و بررسی درباره همه این مردمان نیاز به پژوهش درازمدت و همه جانبه دارد، در این بخش تنها به کوتاهی درباره گروههایی که در تاریخ عصر تیمور وجود داشتند سخن میگوییم. نجف سلطان و زکی خان در سرکوبی شورش خاندان مشعشعی و دیگر اعراب حامی آنها در خوزستان نقش به سزای داشتند. نادر دانست که راهی جز سرکوبی آنها ندارد و در نتیجه شخصاً با جماعتی از لُرستان به هویزه مرکز حکمرانی خاندان مشعشعی یورش برد و آنها را شکست داد.

امیر حسن ساکی به خواستههای فرستادگان اُمرای تیمور تن در نداد و حاضر به یاری دادن سپاه تیمور نشد و بر خلاف میل آنها به یاری اتابک افراسیاب شتافت و در نتیجه جنگ و جدالهای فراوان که شرح کامل آنها در تاریخهای متعددی از جمله کتاب خاطرات تیمور لنگ با عنوان «منم تیمور جهانگشا» آمده و از نوشتن آن پرهیز میشود، اتابک افراسیاب و هم پیمانانش شکست میخورند. از آنجایی که قبیله ساکی در آن زمان در شمال خوزستان سکونت داشتند، وی (حسن ساکی) در یورش تیمور لنگ به مناطق لُرنشین (لُربزرگ و لُرکوچک) از هم پیمانان اتابک افراسیاب حاکم لُربزرگ (بختیاری) محسوب میشد.

به نظر میآید بسیاری از قبیلهها و قبیله نشینانی که تیمور سرزمینهای آنان را به قلمرو خویش ضمیمه کرد، در آن روزگار قدرت کمی داشتند. سابقاً سید محمد مشعشعی و پسرش سید علی مشعشعی در خوزستان دعوی مهدویت و خداییگری داشتند و همواره یکی از خطرهای بزرگ برای دولت صفوی و افشار محسوب میشدند. طایفه کنونی ساکی در جنوب و غرب خوزستان بازماندگان این یکصد خانوار ایل ساکی لُرستان هستند و همچنین آقای حاج شیخ عاشور (قاسم) ساکی از بیت سنیبل (تیره سبعین) از نسل زکی خان است که در حال حاضر در هویزه ساکن میباشد. درباره سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضراء آمدم) پرسیدم.

شیرمحمدسلطان مشهور به آشیر سلطان، رشید سلطان، شیخ علی سلطان و نجف سلطان از مشهورترین بزرگان ایل ساکی در آن روزگار بودند که در فتوحات و نبردهای متعدد هندوستان، افغانستان، چالدران و سرکوبی برخی عشایر متمرد ایران در صفوف اول سپاه صفوی قرار داشتند. گروههایی قبایلی به ویژه گونههای کوچکتری از قبیله نشینان وجود داشتند که تیمور متعرض آنان نشد و تنها در صورت ضرورت آنان را به سپاهیگری واداشت… گویا آنان تنها یک واحد جنگی به شمار میرفتند و محدوده اجرای سیاستهای آنها از اقدام محلی فراتر نمیرفت. آنچه از نوشتههای بالا میتوان نتیجه گرفت این است که ایل ساکی در دوره حکومت گورکانیان بر ایران از ایلات مهم این سرزمین به شمار میرفته است.

این شهر از غرب با شهرستان نکا همسایه میباشد و در فاصلهٔ حدوداً ۳۰ کیلومتری بهشهر قرار دارد. گروه استانها- مسئول بنیاد علوی شهرستان کوهدشت با اشاره به اهداء دستگاه اکسیژن ساز به بیمارستان امام خمینی (ره) کوهدشت گفت: بستههای معیشتی بین نیازمندان توزیع شد. ج – سنگ های اسیدی: که مرز بین سنگ های اسیدی و حدواسط در سنگ های آتشفشانی دماوند تدریجی است. دماوند در آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. سراسر سرزمین لرستان به داشتن قدمتی بالا و تاریخی بسیار غنی و فرهنگی اصیل شهره است اما در این میان شهر کوهدشت یکی از شهرهایی است که آثار این قدمت و دیرینگی به وفور در آن یافت می شود.

اما نگارنده امیدوار است روزی براساس منابع نوشتاری خطی و پژوهشهایی که افراد خارجی انجام دادهاند و هنوز زمینهای برای تصحیح و ترجمه آنها صورت نگرفته، این خلاء تاریخی نیز برطرف شود. حسین خان ساکی در همین ایام به واسطه درایت در انجام نظم و امنیت محدوده لُرستان ملقب به «ناظم الامراء لُرستان» گردید. احمدبیک متخلص به «اخترگرجی» و محمدباقربیک متخلص به «نشاطی گرجی» فرزندان فرامرزبیک ساکی از شاعران و تذکره نویسان مشهور در دوره زندیه و قاجاریه از نسل همین سردار خان میباشند. از این دوره به بعد تا حکومت صفویه اطلاعات اندکی درباره ساکی در دست داریم.

نام رسمی این کوه کومباکارنا می باشد اما بیشتر با عنوان ژانو شناخته شده است که معنای آن کوه دارای دو شانه می باشد. زمین شناسی رودخانه چالوس در دو سوی گردنه کندوان به طرف شمال و رود کرج به طرف جنوب جریان دارد. سردار خان ساکی نیز در لشکر کشیهای نادر به سرزمینهای شمال ایران وی را همراهی میکرده است و بنا به دستور نادر نامبرده نیز در سرزمین گرجستان ماندگار شده است. انجیری که در کشور بینظیر است ولی در استان خراسان رضوی یا شمال غرب کشور بستهبندی و حتی صادر میشود. مساحت آن ٧٩١٦کيلومتر مربع و مرکز آن شهر جلال آباد است .ازسوى غرب با ولايت هاى کابل و لوگر و از طرف جنوب در منطقه سپين غر با ولايت پکتيا و خيبرپشتونخوا هم سرحد است .

ارتفاع کلی کتیبه ۷ متر و ۸۰ سانتی متر و طول آن ۲۲ متر میباشد و در مرکز آن ۵ ستون به خط میخی فارسی باستان دیده میشود. ظاهراً امیر یوسف نامی از اُمرای به نام در آن روزگار در این سال (۸۱۰ هـ ق) مورد خشم امیرزاده ابابکر بن میرانشاه بن تیمور گورکانی قرار میگیرد که پس از فراز و نشیبهای متعدد پناه به امیر محمود ساکی میآورد تا بتواند سپاهی گرد آورد و به امیرزاده ابابکر یورش برد. در این نگاره هم آنوبنی نی (آنوبانینی) کمانی در دست چپ و تبرزینی در دست راست خود دارد و پای خود را بر سینه دشمنی که بر زمین افتاده، نهاده است و الهه ایشتار در حال دادن حلقه حکومت به اوست.

دیدگاهتان را بنویسید